خلوتی با لبیبی
شمارهٔ ۵۱ - به شاهد لغت باسک، بمعنی خمیازه
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو باسک کند ماه من از خمارقرار از مه نو نماید فرار
صفحهٔ ۱ از ۱
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی