خلوتی با لبیبی
شمارهٔ ۶۶ - به شاهد لغت خشکانج، بمعنی خشک اندام
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو چنین فربه و آکنده چرایی پدرتهندویی بود یکی لاغر و خشکانج و نحیف
صفحهٔ ۱ از ۱