خلوتی با لبیبی
شمارهٔ ۸۰ - به شاهد لغت بنشاختن، بمعنی بنشاندن
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو باز آمد از حمله و تاختنبفرمودش از پای بنشاختن
صفحهٔ ۱ از ۱
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی