خلوتی با لبیبی
شمارهٔ ۸۱ - به شاهد لغت سر، به معنی شرابی که از برنج کنند
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لفت بخورد و کرم درد گرفتم شکمسر بکشیدم دودم مست شدم ناگهان
صفحهٔ ۱ از ۱