خلوتی با لبیبی
شمارهٔ ۹۹ - به شاهد لغت رنبه، بمعنی موی زهار
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنگاه که من هجات گویمتو ریش کنی و زنت رنبه
صفحهٔ ۱ از ۱
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی