شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز رخ گر آن پری رو دور گرداند نقابش راکند سنگ فلاخن چرخ ماه و آفتابش را
۲
سر خود آرد و در حلقه فتراکش آویزداگر آهو ببیند شوخی چشم رکابش را
۳
درون کلبه تاریک خود چشمی که من دارمفلک پیراهن فانوس سازد ماهتابش را
۴
دهد جان کشته معشوق را کیفیت عاشقبه پرواز آورد پروانه ام مرغ کبابش را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth