خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۲۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر میان دامن زدن بینند و چابک رفتنشتا چو من افتادهای نا گه بگیرد دامنش
۲
مرغ فارغ بال بودم در هوای عافیتاز کمین برخاست ناگه غمزهٔ صید افکنش
۳
عشق لیلی سخت زنجیریست مجنون آزمااین کسی داند که زنجیری بود در گردنش
۴
سر به قدر آرزو خواهم که چون راند به نازگرد آن سر گردم و ریزم به پای توسنش
صفحهٔ ۱ از ۲