خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غنچه خسبی باشد از سیر چمن آئین مابر سر ما بس بود شاخ گل بالین ما
۲
پای خواب آلود ما در زیر دامن سرمه گشتکوه در فریاد شد چون کبک از تمکین ما
۳
عکس ما آئینه ها را کرد باغ دلگشامی توان گلدسته بست از جبهه بی چین ما
۴
متکای ما کف دست است و خصم ما هنوزسنگ بر سر می زند از حسرت بالین ما
صفحهٔ ۱ از ۲