شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یارب از دارالشفای خود دوایی ده مرالطف کن افتاده ام از پا عصایی ده مرا
۲
مشت گل را داده جان و مرغ عیسی کرده اییقوت اعضا کرم کن دست و پایی ده مرا
۳
بر زبان ناتوانی غنچه باشد ناله امبلبل گلزار صحبت کن نوایی ده مرا
۴
می زند نبضم بر انگشت طبیبان پشت دستبا تو روی آورده ام یارب دوایی ده مرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth