خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فتاده گوشه چشم تو تا به خانه مادکان سرمه فروش است آستانه ما
۲
دماغ بلبل ما بس که نازک افتادستبه شاخ نکهت گل باشد آشیانه ما
۳
بر آسمان نبود کهکشان که می بینیبه روی چرخ بود زخم تازیانه ما
۴
حدیث زلف تو تقریر کی توان کردنشکسته است چو خطت زبان شانه ما
صفحهٔ ۱ از ۲