خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای بهار لطف تو آبروی بستانهااز تو دامن پر گل خار در بیابانها
۲
ای کبابت ابراهیم وی هلاکت اسماعیلمستعد قربانی در تن همه جانها
۳
صبح صادق و کاذب بر در تو میآیندبر امید احسانت پهن کرده دامانها
۴
چشم بر رهت دارند کوچهباغها امروزاز دوروی صف بسته در چمن خیابانها
صفحهٔ ۱ از ۳