شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در آغوشم چو می‌آیی میان بهر خدا بگشاگره از کار من تا وا شد بند قبا بگشا
۲
متاع خویش نتوان کرد پنهان از خریداراندکان رنگ و بو ای غنچه در پیش صبا بگشا
۳
مکن کوتاه دامان کرم از دست محتاجانگره از کیسه زر وا کن و چشم گدا بگشا
۴
لب بربسته گردد سد راه رزق بر سایلدهان خویش را بهر طلب چون آسیا بگشا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth