خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در نظر روزی که آرد آن نگار آئینه راسرکشد هر صبح خورشید از کنار آئینه را
۲
در نمد پیچیده است آئینه را مشاطه گربس که کرده عکس رویش شرمسار آئینه را
۳
خورده از خورشید صد ره لشکر انجم شکستاز نظر افگنده روی او هزار آئینه را
۴
بس که باشد آن پری رو عاشق دیدار خودتا قیامت کی گذارد از کنار آئینه را
صفحهٔ ۱ از ۳