خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سبزه خطش کشیده در کنار آئینه راعکس رویش کرده گلبرگ بهار آئینه را
۲
می برد مشاطه بهر جستجویی آن پریبر سر بازارها دیوانه وار آئینه را
۳
خاطر روشندلان از شیشه نازکتر بودکوه کلفت می شود اندک غبار آئینه را
۴
می شوند از لطف شاهان سنگ و آهن شناسکرده اسکندر به عالم روشناس آئینه را
صفحهٔ ۱ از ۳