شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۱۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیشانی ناز او از موج نگه چین بستمژگان ستم برخاست ابروی کمر کین بست
۲
چشم به عتاب آمد خونم به تغافل ریختشمشاد خرامانش در پای نگارین بست
۳
از داغ سراپایم انگشت نما گردیدزآئینه سیمایش ملک دلم آئین بست
۴
گلزار تماشا گشت هر جا که اقامت کردگلدسته رعنایی از رشته تمکین بست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth