خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۱۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلبر سوداگر من عزم کابل کرده استداغم از اعضا چو شاخ ارغوان گل کرده است
۲
می برد آغوشم از حسرت ز جا چون برگ گلمحمل خود را مگر از بال بلبل کرده است
۳
بهر قتلم کرده با او خونم انشا نامه ییبر کمر بربسته شمشیر و تغافل کرده است
۴
از پریشان روزگاری ها نمی آیم برونخاطر آشفته ام بیعت به سنبل کرده است
صفحهٔ ۱ از ۲