خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۱۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در باغ نخل خشک ز بادام مانده استدر دهر ز اهل جود همین نام مانده است
۲
خلق جهان به راه عجب اوفتاده اندیک سوی کفر و یک طرف اسلام مانده است
۳
دادند آنچه بود بزرگان به سایلاناکنون به اهل مرتبه دشنام مانده است
۴
هر جا لبی که بود دلم کام ازو گرفتاین بار نردبان به لب بام مانده است
صفحهٔ ۱ از ۲