خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۱۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کارم ز درد عشق به مردن رسیده استچاکم ز سینه تا لب دامن رسیده است
۲
ای باد صبحدم قدمی پیشتر گذارامروز غنچه ام به شکفتن رسیده است
۳
بر کوه اگر نهم کمر کوه بشکنددردی که از جفای تو بر من رسیده است
۴
ناقوس را گره شده فریاد در گلوتا ناله ام به گوش برهمن رسیده است
صفحهٔ ۱ از ۲