خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۱۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی تو در گلشن مرا فریاد بلبل آتش استگربه گل اخگر است و خنده گل آتش است
۲
نشکند از سایه گردون کسی را تشنگیمی نماید آب اما زیر این پل آتش است
۳
برق در دنبال دارد آه من ای باغبانسنبلستان مرا در بیخ سنبل آتش است
۴
زانوی آسایش از خلوت نشینان برده اندگوشه گیران با دامان توکل آتش است
صفحهٔ ۱ از ۲