شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۱۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل در برم چو کعبه مقام محمد استپر سینه چون مدینه ز نام محمد است
۲
جبرئیل روز و شب سر راهش گرفته استایستاده مستعد به سلام محمد است
۳
در ذکر خیر گنبد افلاک برصد استاین مه بلند از لب بام محمد است
۴
جان داده است تشنه لبان را حدیث اوآب حیات خضر کلام محمد است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth