خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۱۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فتنه جویی دوش تاراج دل و جان کرد و رفتخانه ام را آمد و چون سیل ویران کرد و رفت
۲
همچو گل اوراق اجزایم به هم پیوسته بودچون دم صبح خزان آمد پریشان کرد و رفت
۳
کلبه ام را داد بر باد فنا چون گردباددامن خود بر زد و رو در بیابان کرد و رفت
۴
خانه ام بود از وصال او گلستان ارمخیر باد او به خاک تیره یکسان کرد و رفت
صفحهٔ ۱ از ۳