خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۱۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنکه می گرید به حالم چشم خونین من استوانکه بردارد سرم از خاک بالین من است
۲
قامتش را کی ز آغوش نظر بیرون کنمچون پری در شیشه پنهان جان شیرین من است
۳
می کند تسلیم بر شاخ گلم از راه دورنارسا افتاده دستش آنکه گلچین من است
۴
آرزوی لعل و مرجان کی بود جیب مراتکمه چاک گریبان اشک رنگین من است
صفحهٔ ۱ از ۲