شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۱۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جود و سخا به مردم عالم نمانده استنام و نشان ز منزل حاتم نمانده است
۲
یکسان کند به باغ تماشای خار و گلامروز امتیاز به شبنم نمانده است
۳
از دل می صبوح کدورت نمی بردخاصیتی که بود به مرهم نمانده است
۴
گلها چو غنچه سر به گریبان کشیده انددر هیچ سینه یی دل خرم نمانده است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth