خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۱۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن شوخ اگر نمایدش از دور پشت دستدر پیش او نهد به زمین حور پشت دست
۲
خوردم هزار نیش و نشد نوش حاصلمتا کی نهم به خانه زنبور پشت دست
۳
بر سایلان کریم حقارت نمی کنددهقان نمی زند به صف مور پشت دست
۴
سیلی خورد طبیب ز بر و از نبض منداغم زند به مرهم کافور پشت دست
صفحهٔ ۱ از ۲