خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۱۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از رفیق رهنما طبع گدا آسوده استبر کف دست طمع کینان عصا آسوده است
۲
خاکساران را بود بی اعتباری اعتباراز شکست خویش رنگ بوریا آسوده است
۳
گرمی دوزخ چه خواهد کرد با آتش نفساز هجوم شعله کام اژدها آسوده است
۴
با سبکروحان گر آن جانان ندارند التفاتبرگ کاه از جذبه آهن ربا آسوده است
صفحهٔ ۱ از ۳