خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۱۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو بهر پرسشم آن شهسوار می آیدصف ملک ز یمین و یسار می آید
۲
گهی که از غم او می زنم به دل ناخنصدای کوهکن از کوهسار می آید
۳
برم چو نامه اعمال در ترازوگاهکتابتی که به سویم ز یار می آید
۴
به باغ نوخط من دوش می کشید و هنوزنسیم مست صبا مشکبار می آید
صفحهٔ ۱ از ۴