شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۱۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جلوه گر روزی که در گشن قد او می شودسرو از خجلت خط پشت لب جو می شود
۲
صیدگاه کیست این صحرا که من افتاده امحلقه های دام پای نقش آهو می شود
۳
نکهت زلف که آوردست در گلشن نسیمباغ را دامن پر از گلهای شب بو می شود
۴
چهره او جان درآرد صورت دیوار راعکس در آئینه چون طوطی سخنگو می شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth