خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۱۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلف تو شام بوی و جبین صبحگاه عیدابر و هلال روزه و رخسار ماه عید
۲
چشمم پر است از تو چو صحن نمازگاهدروی خطت سیاه و جمال تو شاه عید
۳
شاید که در کنار کشم از میان خلقتا بازگشتن تو نشینم به راه عید
۴
آنها که منکرند به امروز عید رابوس و کنار ما و تو باشد گواه عید
صفحهٔ ۱ از ۲