خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۱۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم شوخش در گلستان آمد و خنجر کشیدنرگس از برگ گل سوسن سپر بر سر کشید
۲
باغبان فرمود گلشن را به استقبال اوگل به ایثار قدومش در طبق ها زر کشید
۳
سبزه بر سر داشت با خطش کند گردنکشیجبرئیل سنبل زلفش رسید و بر کشید
۴
قامتش در خانه فانوس باشد جلوه گربر سر بازار آمد شمع و خود را بر کشید
صفحهٔ ۱ از ۲