شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۱۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز رشکِ کلبهٔ من کعبه و بتخانه می‌سوزدتو در یک خانه آتش می‌زنی صد خانه می‌سوزد
۲
تو می با غیر می‌نوشی و می‌گردم کبابت منتو شمع انجمن می‌گردی و پروانه می‌سوزد
۳
به جسم و جان من ای برق بی‌پروا مروت کنتو بر کاه من آتش می‌زنی و دانه می‌سوزد
۴
نگاه گرم در میخانهٔ من از که افتادستمی از خُم تا برآید شیشه و میخانه می‌سوزد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth