خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۲۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به سوی بحر اگر سیلاب اشکم رهنمون افتدحبابی گردد و گرداب از دریا برون افتد
۲
نشد مقبول شیرین کاریی فرهاد خسرو راهنر معیوب گردد هر که را طالع زبون افتد
۳
دل از داغ تمنایت بیابان مرگ خواهد شدنبیند روی آبادی به صحرایی که خون افتد
۴
نهد بر خاک دنیا دار پهلو از تهیدستیصراحی چون ز می گردید خالی سرنگون افتد
صفحهٔ ۱ از ۲