شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۲۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از ملامت خانه ام آرامگاه گل شودجغد در ویرانه من آید و بلبل شود
۲
دست نومیدی پریشان خاطریهای مراجمع اگر سازد به دوش آرزو کاکل شود
۳
گر شود روشن چراغم شاخ گل گردد پدیدور شود خاموش دودش دسته سنبل شود
۴
میگزد لبهای دامن پای خواب آلوده راآستین سیلی زند دستی که دور از پل شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth