خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۲۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قبای لاله گون در بر چو آن سرو روان آیدنفس از سینه ام بیرون چو شاخ ارغوان آید
۲
اگر در گردش آرد آن پری رو شیشه می راز بهر دستبوسی بر لب پیمانه جان آید
۳
به برگ گل اگر سازم رقم شرح جدایی رادر انگشتم قلم مانند بلبل در فغان آید
۴
پر تیر ملامت کرده مکتوب مرا جانانز کویش قاصد من با قد همچون کمان آید
صفحهٔ ۱ از ۳