خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۲۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به سوی کلبه ام شامی که آن شمع وصال آیددل از سینه بیرون همچو فانوس خیال آید
۲
شود مژگان به چشم اشکبارم نخل بارآوردر آغوش تماشایم اگر آن نونهال آید
۳
به دست زلف غمازش مگر افتاده مکتوبمکه مرغ نامه بر از کوی او آشفته حال آید
۴
هلال ناخن از گلهای داغم دست برداردبه دل پرسی اگر آن لاله روی خوردسال آید
صفحهٔ ۱ از ۳