شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۲۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شعله خوبانی که هر یک آفت پروانه‌اندپیش شمع روی او چون شمع ماتم‌خانه‌اند
۲
عشقبازان مو به مو دانند حال تیره‌امسینه‌چاکان روشناس زلف همچون شانه‌اند
۳
دست اگر یابند به چشمان یکدگر را می‌خورنداهل عالم صورت دیوار را همخانه‌اند
۴
غافلان را می‌برد از جای اندک وسوسهسر به بالین ماندگان محتاج یک افسانه‌اند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth