شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۲۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در محبت طفل اشکم گوهر دل می شودچون مربی شد پدر فرزند قابل می شود
۲
می پرد قمری ز شادی قد قد از بالای سروقامت او گر به سوی باغ مایل می شود
۳
شمع بعد از کشتن پروانه قصد خود کندخون ناحق شعله دامان قاتل می شود
۴
قامت معشوق نوخط زود می آید به برمیوه از نخلی که سالش گشت حاصل می شود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth