خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۲۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جبهه می خواهم که وقف سجده آن پا شودتا دری بر رویم از پیشانی او وا شود
۲
زود برخیزم به تعظیمش ز جا چون گردباداز کنار دشت اگر سرگشته یی پیدا شود
۳
حسن روزافزون او خواهد صف دلها شکستباده گر این است خونها بر سر مینا شود
۴
نقش پا زنجیر می گردد به پای آهواننرگس صیدافگنت روزی که در صحرا شود
صفحهٔ ۱ از ۲