شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۲۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جبهه می خواهم که وقف سجده آن پا شودتا دری بر رویم از پیشانی او وا شود
۲
زود برخیزم به تعظیمش ز جا چون گردباداز کنار دشت اگر سرگشته یی پیدا شود
۳
حسن روزافزون او خواهد صف دلها شکستباده گر این است خونها بر سر مینا شود
۴
نقش پا زنجیر می گردد به پای آهواننرگس صیدافگنت روزی که در صحرا شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth