خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۲۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فلک به قامت پیر خمیده می ماندجهان بدیهه تاراج دیده می ماند
۲
نهال گر به نظر نیزه است خون آلودبه باغ سرو به تیر خزیده می ماند
۳
کدام صید گشادست سینه را چو هدفکه ابرویش به کمان کشیده می ماند
۴
ز جوش لاله و گل باغ شد چنان گلگونکه برگ تاک به دست بریده می ماند
صفحهٔ ۱ از ۳