شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۲۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امشب ای مژگان سیه چشمی که بر روی تو بوددود آهم مارپیچ طاق ابروی تو بود
۲
شمع در فانوس چون دل در بر من می تپیددر کدامین بزم امشب قد دلجوی تو بود
۳
بود در چشمم نگه چون در بیابان گردبادحلقه دامی ک در دنبال آهوی تو بود
۴
ساغری چون گل از دست تو روی تازه داشتغنچه مینا دماغ آسوده از بوی تو بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth