شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۲۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی تو امشب ساغر و پیمانه ام در جنگ بودمی به کام شیشه ام چون در فلاخن سنگ بود
۲
بر چراغ خانه ام هر دم نفس می شد گرهوقت همچون غنچه گل بر چراغم تنگ بود
۳
ساغر عیشم به آب کهربا می شست رویبرگ گلزار نشاطم با خزان یکرنگ بود
۴
پرده گوش من از قانون گرانی می کشیدناله مطرب ندانم در کدام آهنگ بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth