شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۲۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمدم از سرنو بر سر پیوند قدیمنو شد آن سلسله کهنه و آن بند قدیم
۲
آمدم من به سر گریهٔ خود به که تو نیزبر سر ناز خود آیی و شکرخند قدیم
۳
به وفای تو که تا روز قیامت باقیستعهد دیرین به قرار خود و سوگند قدیم
۴
نخل تو یک دو ثمر داشت به خامی افتادمن و پروردن آن نخل برومند قدیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth