خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۲۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل به گلشن دعویی صاحب کمالی می کندهر که زر دارد تمناهای عالی می کند
۲
می توان گفتن درد خود به یاران قدیمپیش میخواران دل خود شیشه خالی می کند
۳
هر که می باشد حباب آسا به هستی اعتمادتکیه بر دیوار ایوان شمالی می کند
۴
سعی ها دارد که گردد غنچه گل را جانشینای چمن معذور فرما خوردسالی می کند
صفحهٔ ۱ از ۲