شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۲۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو بیرون از چمن آن سرو یکتا گرد می آیدبه دامن گیریی او بوی گل چون گرد می آید
۲
چو دزدان کرده خود را شمع در فانوس زندانیمگر در بزم رندان آن مه شبگرد می آید
۳
به احسان داد حاتم دشمن خود را سرافرازیبه خصم خود مروت ساختن از مرد می آید
۴
کدامین غنچه در گلزار می سازد مسیحایکه از گلهای باغ امروز بوی درد می آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth