خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۲۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با یار و دوست شیوه عهد و وفا نماندبر برگ کاه رابطه کهربا نماند
۲
مردم به هم کنند چو بیگانگان سلوکدر چشم هیچ کس نگه آشنا نماند
۳
مرغان در آشیانه خورند استخوان خویشامروز روزیی ز برای هما نماند
۴
بستند اهل جاه در خانهای خوددر کوچه های شهر صدای گدا نماند
صفحهٔ ۱ از ۳