شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۲۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا مرا بر سر کلاه در آستینم کرده‌اندتاجداران نام خود نقش نگینم کرده‌اند
۲
سایه‌پرور دانه‌ای بودم به صحرای عدمچون سپند آورده خاکسترنشینم کرده‌اند
۳
نفس و شیطان بسته ترکش بر کمین ایستاده‌انداین کمانداران ز هر جانب کمینم کرده‌اند
۴
پیش از این بودند موران جمع گرد خرمنماین زمان محتاج دست خوشه‌چینم کرده‌اند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth