خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۳۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقیا برخیز از طاق طرب مینا فتادساغر می رفت از دست و نشاط از پا فتاد
۲
باغ از بی شبنمی در عهد ما گردید خشکگل سر خود را گرفت و لاله بر صحرا فتاد
۳
بر امید دانه خود را بلبل ما کرد اسیرمرغ ما در دام صیادان بی پروا فتاد
۴
خیرگاهی حاتم طایی که برپا کرده بودحیف در ایام این بیدولتان از پا فتاد
صفحهٔ ۱ از ۳