خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۳۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز مهر روی تو گشتیم خاکسار آخرچو آفتاب به عالم شدیم کار آخر
۲
نهان در آئینه ام از تو هر غبار که بودخط غبار تو آورد روی کار آخر
۳
چرا به خون نه نشینم که همچو رنگ حناپریده رفت ز دست من آن نگار آخر
۴
نشد ز سیمبران حاصلم به جز حسرتبه غیر داغ نبردم ز لاله زار آخر
صفحهٔ ۱ از ۲