شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۳۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیر گشتیم ز غم یاد جوان ما را بسدیدن تیر در آغوش کمان ما را بس
۲
قرص خورشید به عیسی نفسان ارزانیزیر گردون چو مه نو لب نان ما را بس
۳
کار ما نیست در این باغ چو گل خندیدنآنکه چون غنچه کرم کرد دهان ما را بس
۴
صحبت خم به صراحی و قدح باد عزیزدیدن روی بزرگان جهان ما را بس
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth