شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۳۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا نمودی در گلستان زلف عنبربوی خویشنکهت سنبل نهاده بر زمین پهلوی خویش
۲
ماه نو را بر آسمان بسیار می بالد به خودپرده از رخ گیر بنما با هلال ابروی خویش
۳
کرده ام آئینه را عمریست پنهان در بغلبس که چون برگ خزان شرمنده ام از روی خویش
۴
عمر در بند قبا وا کردن و بستن گذشتمانده ام عمریست در اشکنجه از پهلوی خویش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth