شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۳۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روز محشر بزم دست سوی افسر خویشبید مجنونم و خود سایه کنم بر سر خویش
۲
صدف من نگشادست دهن پیش سحابخاک مالیده حبابم به لب ساغر خویش
۳
ناله دور است ز زنجیر در گوشه نشیننیستم منفعل از حلقه گوش کر خویش
۴
غنچه خسپیست مرا کار چو مرغان قفسخواب آسایش من هست به زیر پر خویش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth